{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به هم نمی رسیم...!

به هم نمی رسیم...!
اما...
بهترین غریبه ات میمانم
که تورا همیشه دوست خواهد داشت.....
من و تو ما که نشدیم هیچ؛
من نیمی از خودم را هم باختم...!می گویند:شتد بنویس....
نوشته هایت درد دارند!
و من یاد مردی می افتم،
که با کمانچه اش،
گوشه ی خیابان شاد میزد...
اما با چشم های خیس...!!!
اسوده بخواب در اغوش همان...
حرامزاده ای که گرفت اسودگیم را...
و من سر میکنم هر شب با عکس هایی که
در نبودنت به اتش می کشند...
لعنت به چشم های هرزه ای که تاوانش
را دل من باید پرداخت کند.
دیدگاه ها (۲)

به هم نمی رسیم...!اما...بهترین غریبه ات میمانم که تورا همیشه...

بـه هـــم نمـی رســیـم...!امّــا.....بهــتـریــن غــریـبه ات...

به هم نرسیدیم امّــا.....بهــتـریــن غــریـبه ات مــیمـانــم...

آســـــــوده بخــــــواب در آغـــــــوش همان ... حرامزاده ا...

آســــوده بِخـــــواب (sleepy)در آغـــــوش هَــمان حـرامزاده...

بـه هـــم نمـی رســیـم...!امّــا.....بهــتـریــن غــریـبه ات...

بـه هـــم نمـی رســیـم...!امّــا ...بهــتـریــن غــریـبه ات ...

آســـــــوده بخــــــواب در آغـــــــوش همان ... حرامزاده ا...

آســـــــوده بخــــــواب در آغـــــــوش همان ... حرامزاده اـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط