سناریو بلولاک پارت۲:
سناریو بلولاک پارت۲:
کایزر: ای بشر یه بازوشو دور گردنت حلقه میکنه و
کایزر:...
ا/ت: اممم ممنون... خو ولم کن دیگه خفه شدم مردکککک(عصاب نداریاااا😂)
سائه: از جلو با یه دستشو کمرت و یه دستش صورتتو میگره
ا/ت: اوه...ممنون سائه
سائه:چترتو بردار بریم همینجوری وقتمو گرفتی(چی بگم سرده دیگه😂)
ایکو: از پشت میگرتت اما دستشو از قصد میزاره رو سیــ.نه هات و یه لبخند سگی میزنه(برات ارزوی شادی دارم🌚)
کورونا: وقتی چتر داشت نزدیک چشم میشد کورونا سریع یه لگد به چتر زد و تورو گرفت . ✨
لورنزو: ایشون خودش از پله ها افتاده چی میگی شما؟
هیوری: اونم از پشت از دستات میگیره و سعی میکنه گریه هاتو بند بیاره ولی دست های خودش میلرزید.
چارلز: این اقا فقط چتر رو اونور میندازه و تو می افتی (چیزیت نشد پله ها کم بودن مشکل اصلی چتر بود👍🏻)
نس: میگیرتت و بایه لبخند:
ا/ت: نـ...س حالت خوبه؟
نی: اره تو چی؟
ت/ا: عصبانی؟
نس: نه
ا/ت: نـ..نـاراحتی؟
نس: انقد حرف نزن بیا بریم(خودم ترسیدم از چیزی که نوشتم😐)
کایزر: ای بشر یه بازوشو دور گردنت حلقه میکنه و
کایزر:...
ا/ت: اممم ممنون... خو ولم کن دیگه خفه شدم مردکککک(عصاب نداریاااا😂)
سائه: از جلو با یه دستشو کمرت و یه دستش صورتتو میگره
ا/ت: اوه...ممنون سائه
سائه:چترتو بردار بریم همینجوری وقتمو گرفتی(چی بگم سرده دیگه😂)
ایکو: از پشت میگرتت اما دستشو از قصد میزاره رو سیــ.نه هات و یه لبخند سگی میزنه(برات ارزوی شادی دارم🌚)
کورونا: وقتی چتر داشت نزدیک چشم میشد کورونا سریع یه لگد به چتر زد و تورو گرفت . ✨
لورنزو: ایشون خودش از پله ها افتاده چی میگی شما؟
هیوری: اونم از پشت از دستات میگیره و سعی میکنه گریه هاتو بند بیاره ولی دست های خودش میلرزید.
چارلز: این اقا فقط چتر رو اونور میندازه و تو می افتی (چیزیت نشد پله ها کم بودن مشکل اصلی چتر بود👍🏻)
نس: میگیرتت و بایه لبخند:
ا/ت: نـ...س حالت خوبه؟
نی: اره تو چی؟
ت/ا: عصبانی؟
نس: نه
ا/ت: نـ..نـاراحتی؟
نس: انقد حرف نزن بیا بریم(خودم ترسیدم از چیزی که نوشتم😐)
- ۴۰۶
- ۰۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط