بسم الله الرحمن الرحیم
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
۲) میزان، بیداریِ دل
میزان، در حقیقتِ امر، همان بیداریِ دل است؛ آن حالتِ راسخ، متعالی، لایَتَزَلزَل که چون در باطنِ انسان مُسَجَّل گردد، آدمی را از غوغای ظاهر و هیاهوی عالمِ خارج، مُتَجاوِز ساخته، به محکمهٔ درون و مِحکِ وجدانِ زنده رهنمون میشود.
انسانی که دلِ او بیدار است، ترازوی حق و باطل را در اندرونِ خویش حمل میکند؛ نه بدان محتاج است که جهان پیوسته برای او فریاد زند، و نه لامَحاله اسیرِ جنجالِ اصوات و تلاطمِ تبلیغات میگردد، بلکه بِالضَّروره با نوری که از صفای باطن و مشیّتِ حقّه در ضمیرِ او تابیده است، راه را از چاه و صدق را از زَیف، و هدایت را از ضلالت تمییز میدهد.
دلِ بیدار، آنگاه که از زنگارِ هوی و ارادهٔ جائرهٔ نفس پالوده گردد، خود میزانِ سنجش میشود؛ میزانی که نه به میلِ مردم کج میشود، نه به خوفِ ملامت میلرزد، و نه به طمعِ منفعت از اعتدال فرو میافتد. فَلِذا صاحبِ چنین دلی، پیش از آنکه به محکمهٔ خلق نظر افکند، به محکمهٔ وجدانِ خویش رجوع میکند، و پیش از آنکه بانگِ دنیا را بشنود، ندای حقیقت را از اعماقِ جان استماع مینماید.
در جهانی که بسیارند اصواتِ بلند و اندکند دلهای روشن، این بیداریِ باطن است که انسان را از خطاهای مُزَخرف و فریبهای آراسته محفوظ میدارد؛ چه، هر آنکس که میزان را در درونِ خویش یافت، دیگر حق را با کثرتِ پیروان و باطل را با قلّتِ مخالفان نمیسنجد، بلکه با نوری درونی، با شعوری قدسی، و با حضوری وجدانآگاه، حقیقتِ امور را ادراک میکند.
بِالجُمله، دلِ بیدار، میزانِ الهیِ انسان است؛ و هر که این میزان را در خویش زنده نگاه دارد، در میانِ آشوبِ دنیا نیز گمراه نمیشود، و هر که آن را به غفلت بسپارد، اگرچه هزاران فریادِ بیرونی بشنود، باز چه بسا از تشخیصِ بدیهیترین حقایق عاجز بماند.
✍️ به قلم: بهرام محمدی
🏛 دکترینِ ذبحِ نفس
🔗 @bmlimit
وَاللهُ وَلِیُّ التَّوفیق
۲) میزان، بیداریِ دل
میزان، در حقیقتِ امر، همان بیداریِ دل است؛ آن حالتِ راسخ، متعالی، لایَتَزَلزَل که چون در باطنِ انسان مُسَجَّل گردد، آدمی را از غوغای ظاهر و هیاهوی عالمِ خارج، مُتَجاوِز ساخته، به محکمهٔ درون و مِحکِ وجدانِ زنده رهنمون میشود.
انسانی که دلِ او بیدار است، ترازوی حق و باطل را در اندرونِ خویش حمل میکند؛ نه بدان محتاج است که جهان پیوسته برای او فریاد زند، و نه لامَحاله اسیرِ جنجالِ اصوات و تلاطمِ تبلیغات میگردد، بلکه بِالضَّروره با نوری که از صفای باطن و مشیّتِ حقّه در ضمیرِ او تابیده است، راه را از چاه و صدق را از زَیف، و هدایت را از ضلالت تمییز میدهد.
دلِ بیدار، آنگاه که از زنگارِ هوی و ارادهٔ جائرهٔ نفس پالوده گردد، خود میزانِ سنجش میشود؛ میزانی که نه به میلِ مردم کج میشود، نه به خوفِ ملامت میلرزد، و نه به طمعِ منفعت از اعتدال فرو میافتد. فَلِذا صاحبِ چنین دلی، پیش از آنکه به محکمهٔ خلق نظر افکند، به محکمهٔ وجدانِ خویش رجوع میکند، و پیش از آنکه بانگِ دنیا را بشنود، ندای حقیقت را از اعماقِ جان استماع مینماید.
در جهانی که بسیارند اصواتِ بلند و اندکند دلهای روشن، این بیداریِ باطن است که انسان را از خطاهای مُزَخرف و فریبهای آراسته محفوظ میدارد؛ چه، هر آنکس که میزان را در درونِ خویش یافت، دیگر حق را با کثرتِ پیروان و باطل را با قلّتِ مخالفان نمیسنجد، بلکه با نوری درونی، با شعوری قدسی، و با حضوری وجدانآگاه، حقیقتِ امور را ادراک میکند.
بِالجُمله، دلِ بیدار، میزانِ الهیِ انسان است؛ و هر که این میزان را در خویش زنده نگاه دارد، در میانِ آشوبِ دنیا نیز گمراه نمیشود، و هر که آن را به غفلت بسپارد، اگرچه هزاران فریادِ بیرونی بشنود، باز چه بسا از تشخیصِ بدیهیترین حقایق عاجز بماند.
✍️ به قلم: بهرام محمدی
🏛 دکترینِ ذبحِ نفس
🔗 @bmlimit
وَاللهُ وَلِیُّ التَّوفیق
- ۹۶۲
- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط