{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی گفتم؛

وقتی گفتم؛
دوستت می‌دارم
می‌دانستم که الفبایی تازه را اختراع می‌کنم
به شهری که در آن
هیچ کس خواندن نمی‌داند!
شعر می‌خوانم در سالنی متروک
و شرابم را در جام کسانی می‌ریزم
که یارای نوشیدنشان نیست!

#نزار_قبانی
دیدگاه ها (۰)

کاش آخرِ این خَزان بهاری باشد...

زمان حل نمی‌‌کند، کم‌رنگ می‌کند...

به جز دام سر زلفت که آرام دل سایه ست به بندی تن نخواهد داد ه...

وز میان سایه های وحشی اندوه رنگخنده می ریزید به چشمت آرزویی ...

عشق اجباری.......پارت ۱۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط