در میکدهاَت حالِ دلم بارانیست
در میکدهاَت حالِ دلم بارانیست
با جام رخَت مست شدن عرفانیست
ای عارفِ من، کاشفِ من؛ مستم کن
این کُن فَیکون زلزلهای رضوانیست
ای جوهر هر، زیر و زبر، زیباگر؛
از من نگُذر معبر اگر طولانیست
مجذوبِ تواَم، از طلبَت؛ انسانم
هر جذبه به جز جاذبهاَت شیطانیست
در عشقِ تو من، گمشدهای عریانم
این فقرو فنا سِیْرِ پس از حیرانیست
هرجا که ز شر، بحرِ بشر، طوفان شد؛
آغوش تو یک معجزهٔ مرجانیست
با جام رخَت مست شدن عرفانیست
ای عارفِ من، کاشفِ من؛ مستم کن
این کُن فَیکون زلزلهای رضوانیست
ای جوهر هر، زیر و زبر، زیباگر؛
از من نگُذر معبر اگر طولانیست
مجذوبِ تواَم، از طلبَت؛ انسانم
هر جذبه به جز جاذبهاَت شیطانیست
در عشقِ تو من، گمشدهای عریانم
این فقرو فنا سِیْرِ پس از حیرانیست
هرجا که ز شر، بحرِ بشر، طوفان شد؛
آغوش تو یک معجزهٔ مرجانیست
- ۲۲۹
- ۲۵ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط