{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خب می‌دونید راستش اومدم دردناک ترین خاطره زندگیم رو تعریف

خب می‌دونید راستش اومدم دردناک ترین خاطره زندگیم رو تعریف کنم ....

این عکس پروفایل کسی که ترکم کرده

اسمش عسل بود

من تو مدرسه تنها بودم و خب اون جلوی من می‌نشست و دختر خالش هم کنارش بود و بعد چند روز باهم دوست شدیم و خب عسل هم مثل من آرمی بود و من فهمیدم که اون کوک رو خیلی دوست داره و منم همیشه تهیونگ رو دوست داشتم
و بعد چند ماه من فهمیدم اونو دوس ندارم بلکه عاشقشم ولی اون منو دوست نداشت ولی ما می‌توانستیم دقیقا مثل تهیونگ و کوک هم رو دوست داشته باشیم .


یکی از بچه های کلاسمون اسمش فاطمه بود و اون همش سعی داشت بین ما دعوا بندازه و مانو از هم جدا کنه ووووو. همتون فک میکنید که من و عسل هنوز باهم دوست بودیم و اینااااا ولی اشتباه فکر میکنید چون فاطمه تونست اونو از من بگیره...


و من و عسل باهم دعوامون شد عسل جلوی همه به من هر چی خاست گفت و هر کاری میخواست میکرد ولی من چون دوسش داشتم ساکت موندم .





بقیشو بعدا میگم
دیدگاه ها (۰)

منشی:ددیکوک:ددی زنیکه هرزه به من میگی ددی منشی :کوک من دوست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط