{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدم دلم گرفته , هوای گریه دارم

دیدم دلم گرفته , هوای گریه دارم
تو این غروب غمگین , دور از رفیق و یارم

دیدم دلم گرفته,دنیا به این شلوغی
این همه آدم اما من کسی رو ندارم

دیدم غروبه اما , نه مثل هر غروبی
پهنای آسمونو هرگز ندیده بودم از غم به این شلوغی

دیدم که جاده خسته س, از این که عمری بسته س
اونم تموم حرفاش,
یا از هجوم بارونه
یا از پلی شکسته س
اونم تمومه راهاش, یا انتها نداره یا در میونه بسته س

من و غروب و جاده
رفتیم تا بی نهایت از دست دوری راه
یکی نداشت شکایت

گم شدیم از غریبی , من و غروب جاده
از بس هوا گرفته , از بس غم زیاده

پر از غبار غم بود هر جا نگاه می کردی
کی داشت خبر که یک روز میری که برنگردی
دیدگاه ها (۳)

بعد از مرگــــــ تونه حوصلـــه ی دوســـت داشتــن دارمنه می خ...

ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻛﻪ ﺑﺒﺎﺭﺩﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﺯﻣﺰﻣﻪ ﺍﺕ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻛﺮﺩﻭ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﺧ...

چگونه استـــ حال من…با غمـــ ها می سازم…باکنایه ها می سوزم…ب...

ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ . . . .ﺧﺴﺘﻪ . . ! !ﺗﺎ ﮐﯽ ﭘﺸﺖ ﺍﯾﻦ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺭ...

ویو کوک در ساعتی که ات گفت....در مکانی که ات گفت...پیش آدمی ...

𝒑𝒂𝒓𝒕:11پلیس: واقعا ممنونم کمک زیادی کردید رزی: خواهش ولی ،،م...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۴۲سه روز بعد، تهیونگ نقشه کشید.ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط