{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنها یک برگ مانده بود …

تنها یک برگ مانده بود …
درخت گفت : منتظرت میمانم !
برگ گفت : تا بهار خداحافظ !
بهار شد ولی درخت میان آن همه برگ دوستش را فراموش کرده بود …
دیدگاه ها (۱)

تقــویمِ امـسال هـــم بـا تقـــویــمِ پــارسال هیـــچ فــرقـ...

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﮐﻮﺭ ﺑﺎﺷﯽ ، ﺧﻮﺵ ﺁﻫﻨﮓﺍﺳﺖ ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﮐﺮ ﺑﺎﺷﯽﻣ...

ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍﻣﺸﺐ ﻣﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﻟﺘﻨﮕﯿﺴــــــــﺕ . . .ﺍﻣﺸﺐ ﺣﮑـــــــــــ...

نگاه تــــــومـــرا عاشق تر از پیـــــش می کندچه معجـــونی م...

maryam :جایی میان زمین و هوا مانده ام ....منتظرت نیستم چون م...

محمود درویش می‌گه:نه دوری که منتظرت باشم و نه نزدیک که به آغ...

زیبایی را در طلوع خورشیدباید جست ورقص نور آن در میان برگ درخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط