{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مزن بر لبانم قفل خموشی

مزن بر لبانم قفل خموشی
که در دل قصه ناگفته دارم
ز پایم باز کن بند گران را
کزین سودا ، دلی آشفته دارم ...
دیدگاه ها (۲)

یک روز پدربزرگم برام یه کتاب دست نویس آورد ، کتابی بسیار گرو...

روزی دانشمندی آزمایش جالبی انجام داد. او یک آکواریوم ساخت و ...

تو را می خواهم و دانم که هرگزبه کام دل در آغوشت نگیرمتویی آن...

بشنو نصیحتی که به دردت ، دوا بوَد گر درک آن کنی ، به خدا کیم...

تقدیم حضرت یار:🫀🫂امشب ای یار دلم سخت هوایت دارد..دل  سودا زد...

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط