{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دردم فقط تویی، همه یِ درد من سلام

دردم فقط تویی، همه یِ درد من سلام
تنها نگاه توست بر این درد التیام
بی اختیار نام تو سرخ است بر لبم
در ابتدای هر سخن و حُسن هر ختام
من ذره ذره چشم شدم تا ببینمت
تا با تمام خویش بَرَم لذتِ تمام
در من هزار قُمری عاشق به های و هوست
این نغمه یِ من است، پر از حرف و بی کلام
آدم هرآنچه می کشد از قلب عاشق است
قلبی که هرچه سوخت، ولی باز گشته خام
تنها دلیل زندگیِ من نگاه توست
در چشم من نگاه تو عشق است، والسلام
دیدگاه ها (۵)

دیر آمد اما از کنارم زود رد شداو خوب بود از بخت من یکباره بد...

دمی کنار تو هر کس اگر قدم بزندنفس کشد پس از آن دم که از تو د...

اگر برای گذشته دلم بهانه بگیردخدا کند که از آتش دلم زبانه بگ...

ای کاش پسند تو و دلخواه تو باشمچون دکمه ی پیراهن و همراه تو ...

داستان سهراب و پریسا نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط