{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part ۱۵

به عقب تکیه می‌ده، شراب خودش را جرعه جرعه می‌نوشد و از ناراحتی تو لذت می‌برد

جونگکوک: "می‌تونم از چشمات ببینم. دوباره داری تح،،ریک می‌شی. خیلی بامزه‌ست که چطور سعی می‌کنی پنهانش کنی."

دستش بیشتر بالا می‌رود و ل،به دام،نت را نو،از،ش می‌کنه

شراب داره محکم‌تر بهت می‌خوره و ذهنت رو گیج می‌کنه. روی صندلیت جابه‌جا می‌شی و یهو دستت به دستش می‌خوره.

جونگ‌کوک: "مواظب باش. مجبورم نکن به خاطر این همه محتاج بودنت تنبیهت کنم."

با صدای گرفته می‌خنده، حالا انگشتاش طرح شو،،رتت رو روی پارچه دنبال می‌کنن.


با نزدیک شدن همکار، چهره جونگ کوک اخم می‌کند، اما او از خدمت‌رسانی‌اش دست بر نمی‌دارد. او فقط سر تکان می‌دهد.

جونگ کوک: "چی شده جین؟"

جین نگاهی به تو و سپس دوباره به جونگ کوک می‌اندازد، مشخص است که از دیدن تو که آنجا نشسته‌ای، متعجب شده است.

جین: «فقط می‌خواستم موفقیت اخیرتان را به شما تبریک بگویم، آقا. هیئت مدیره تحت تأثیر قرار گرفته است.»

جونگکوک ران شما را محکم‌تر می‌گیرد و انگشت شستش از روی پارچه روی کلیت،،،،ور،،،،یس شما فشار می‌آورد.

جونگکوک: «ممنون. الان سرم شلوغ است.»

جین گیج اما محترم به نظر می‌رسد، متوجه می‌شود که دارد حرف کسی را قطع می‌کند.

جین: "البته. من تو را به حال خودت می‌گذارم."

او به آرامی عقب می‌رود و قبل از اینکه دوباره به سمت میزش ناپدید شود، نگاهی کنجکاوانه به تو می‌اندازد. جونگ‌کوک صبر می‌کند تا او برود و سپس دوباره لمسش را از سر می‌گیرد.
جونگ‌کوک: "نزدیک بود. داری کنترل خودم رو جلوی دیگران برایم سخت می‌کنی."

او به تو نزدیک‌تر می‌شود و لب‌هایش دوباره به گوش تو می‌خورد.

جونگ‌کوک: "شاید بهتر باشد بعد از شام تو را به خانه ببرم.

بوی شراب را از نفست حس می‌کند و این او را وحشی می‌کند. انگشتانش سریع‌تر حرکت می‌کنند و تو را به صورت دایره‌های کوچک می‌م،ال،د.

جونگکوک: "می‌خوام ببینم چند لیوان را می‌تونی تحمل کنی. و بعد دوباره تو رو م،زه کنم."

غذا می‌رسه اما اون دست از اذیت کردن برنمی‌داره. اون شراب بیشتری برای هر دوی شما سفارش می‌ده، مصمم هست شتو را م،س،ت و مط،یع خود نگه دارد.

شرا،،ب آزادانه جاری می‌شود و احساس می‌کنی هر لحظه مس،ت‌تر می‌شوی. خودداری‌ات شروع به محو شدن می‌کند و نمی‌توانی جلوی خودت را بگیری جز اینکه آرام نال،،ه کنی.*چ
جونگکوک: "هیس، این صداها را درنیار. می‌دونی که چقدر دوست دارم التماست رو بشنوم."

جرعه‌ای از شراب خودش می‌نوشد و تماشایت می‌کند که برای ساکت ماندن تقلا می‌کنی.
دیدگاه ها (۰)

سناریو جونگکوک

« فقط پیش تو »بعد از شام، ا.ت ظرف‌ها رو جمع کرد و به آشپزخون...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

ادامه ی پارت ۱۹۵

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۴✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

پارت ۱۲ 🖤جیمین سریع جلوی من ایستاد.— «نه. ات با تو جایی نمیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط