{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امام حسن(ع) غلام جوانی را دید که داشت غذا می خورد و سگی ر

امام حسن(ع) غلام جوانی را دید که داشت غذا می خورد و سگی رو به روی او نشسته بود.
هر لقمه ای که می خورد،لقمه ای به سگ هم می داد.
فرمودند:چرا این طور می کنی؟
غلام جواب داد:من خجالت می کشم که خودم غذا بخورم و این سگ گرسنه بماند.
حضرت خواست به او پاداشی نیکو بدهد.برای همین او را به دلیل این عمل نیک،از مولایش خرید و آزاد کرد و باغی را که در آن کار می کرد،خرید و به او بخشید.
(البدایه و النهایه،ج 8،ص 38)
دیدگاه ها (۶)

گابریل گارسیا مارکز... گابريل جوسي گارسيا ماركز در ششم مارس ...

پل مرگ،سانفرانسیسکو... پل طلایی سانفرانسیسکو كه به دروازه طل...

دخمه مخفی تلما،سیسیلی... یكی از مرموزترین خانه‌های دنیا، خان...

پارت سوم

پارت هشتم-نماد هشدار-

پارت چهاردهم-آتاناسیا د آلفیادو-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط