my rain

my rain
p¹
My rain

در یک روز بارونی
دختری درحال قدم زدن بود که پاش به سنگی گیر کرد و بر روی زمین افتاد اون دختر سختی های زیادی کشیده بود که دیگه حتی با یک چیز کوچک هم گریش میگرفت
دختر بعد از اینکه افتاد دویید به سمت خونه کلید رو توی در گذاشت وکلید رو توی در چرخوند وارد خونه شد لامپ هارو روشن کرد طبق معمول هیچ کس توی خونه نبود

دختر دویید رفت توی اتاق و خودش رو پرت کرد روی تخت سنگ رو روبه بالا روبه روی صورتش قرار داد و به اون نگاه می‌کرد و درحالی که در افکارش غرق شده بود با خودش گفت

یعنی این سنگ هم مثل من تنهاست ؟

این سنگ خانواده ای داره؟

کسی این سنگ و دوست داره؟

کسی این سنگ رو درک میکنه ؟

چه کسی این سنگ و دوست داشته باشه یا نه چه کسی این سنگ رو درک کنه یا نه

من هم این سنگ رو دوست دارم و هم درکش میکنمدخترک همینطور داشت با سنگ درد و دل میکرد
سنگ کوچولو چه اتفاق هایی برای تو افتاده؟
خواهر برادر داری؟
دوست دارن؟
دوستی داری؟
دخترک در حال درد و دل با سنگ کوچولویی که تو دستش بود که یهو

لامپ ها شروع کردن به خاموش شدن

دخترک اولش فکر کرد برقا رفتن کم کم دقت کرد و دید نه لامپ های یکی یکی خاموش میشن یهو یه سایه سیاهی رو دید اون سایه بعد از اینکه متوجه نگاه دختر شد سریع جوری که دختر احساس کرد هیچی ندید روبه روی دختر ظاهر شد

جیغغغغغغ:ااااااااااااااااااااا ..............................
.
دیدگاه ها (۰)

سوگند خون و برف -—“Oath of Blood and SnowPART:2ـــــــــــــ...

### پارت دوم: سایه‌یِ آرامِ شب و رازهایِ کوچکهوا دیگه کاملاً...

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

«,پارت‍ـــــ... ـــ1ـــ »«رقص سایه ها»مهمونی خونه‌ی سارا بو...

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دمPART 2,1__صدای شلیک__س...

### ⛓️ پارت ششم: دو رو از یک سکهسقوط... فقط باد سرد بود و سی...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p23خیلی فکر کرد ب...

{عشق بی پایان}پارت:۲اون...اونهمون پسریه که تو کتاب بود؟؟؟پشم...

اسم : عشقی گمشده در تاریکی جنگل پارت ۱۳ولنتینو «واکس گفت اگه...

چند پارتیپارت ۲چند پارتیتا زنگ کلاس به صدا دراومد، کتاب رو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط