{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من میبخشم، خیلی زود. همیشه هم به خودم‌ میگم مگه‌ کی هستی‌

من میبخشم، خیلی زود. همیشه هم به خودم‌ میگم مگه‌ کی هستی‌ که نبخشی؟ اما کاغذ مچاله مثل روز اولش صاف نمیشه. تیکه‌های متصل‌شده ی شیشه مثل روز اولش جوش نمیخوره. دیگه پارچه‌ای که وصله دار شد مثل روز اولش یک‌دست نمیشه. من میبخشم، خیلی زود. اما مگه تیکه‌های شکسته ی این شیشه رو چند بار میشه جوش زد؟ چند بار میشه کسی رو مچاله کرد و از نو صافش کرد و ازش انتظار فراموشی داشت؟
دیدگاه ها (۰)

MY STORY 🌚🤎

وقتی کسی رو میبینم که داره یکی از اتفاقات گذشته من رو تجربه ...

هممون یه جورایی تنهاییم. کلی آدم دورمون داریم ولی نداریم. کل...

MY STORY 🌚🤎

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔p4آروم روی پاهاش نشست و خم شد. چش...

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌p۳۰ تهیونگ کمی فکر کرد. اینبار با خ...

اینجوری هم نیست که یعدفه فراموشش کنی،مثلا اولش روزی سی بار ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط