دیشب دوبارهکار دستم داد باران
دیشب دوباره،کار دستم داد باران
فهمید دلتنگم، شکستم داد باران
من،واژه واژه باردار شعر بودم
وقتی که دستش رابه دستم، دادباران
من سربه لاکِ خویش بودم،بی هیاهو
هی غربتِ غوغاپرستم، داد باران
با خاطراتم کوچه کوچه گریه کردو
شوری ازآن دریای مستم داد باران
حالا من ویادتو واین بغضِ هر روز
دیدی چگونه کار دستم داد باران
فهمید دلتنگم، شکستم داد باران
من،واژه واژه باردار شعر بودم
وقتی که دستش رابه دستم، دادباران
من سربه لاکِ خویش بودم،بی هیاهو
هی غربتِ غوغاپرستم، داد باران
با خاطراتم کوچه کوچه گریه کردو
شوری ازآن دریای مستم داد باران
حالا من ویادتو واین بغضِ هر روز
دیدی چگونه کار دستم داد باران
- ۷۹۰
- ۲۶ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط