تا تو باشی غزلم جای کسی غیر تو نیست

تا تو باشی غزلم جای کسی غیر تو نیست
و در این قافیه ها جز خطِ رخسارِ تو نیست

گر کسی شعر مرا وزن کند، وزن تو است
همه ی گرمی آن جز تبِ تبدار تو نیست

شاعر دفتر من حالت گیسوی تو بود
تو فقط شانه نزن باقی آن کار تو نیست

کل دارایی من خفته در این ابیات است
خوب من باز بمان، شعر که سربار تو نیست

رخِ مهتابی و من دست دلم کوتاه است
مبتلایت که خودش لایقِ تیمار تو نیست

کار عالم گره اش کور شده اخم گُشا
که جز این خنده دوا از برِ بیمار تو نیست
دیدگاه ها (۴)

تو با شرم قشنگ عمق چشمانت . . .مرا وقتی تماشا می کنی عشق است...

- لبخند تو در چشم من انگار شراب است...این شاعر عاشق...به هما...

وقتی نگاهم می کنی با دام چشمت...دل را به یغما می بری با دام ...

تا تـو را دارم، چه غــم دارم، هوا خـواه تـواممن هم آغوش غمت،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط