{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در خیابان های شب

در خیابان های شب...
دیگر جایی برای قدم هایم...
نمانده است زیرا که
چشمانت...
گستره ی شب را...
ربوده است...
دیدگاه ها (۱)

من هنوز خیال می کنمکہ تو ،هر شب بہ من فکر می کنیقطعاً من خیا...

جای پای نفست مانده به صحرای خیالای فراسوی تجسم ، به دلم جادا...

لا به لایِ حرفات به فکر چشایِ منم باش کهِ قفل میشِه رو لَبات...

تُ هموناَلفی هَستی کِه جَهانم رو از جهنمبودَن نجات میده...

....

او مانند قدم زدن در تاریکترین شب های سال که کف خیابان هایشان...

🤍🌸🌿بوی صبح می‌دهی و خنده ی آفتاب دلم با خنده هایت پرواز می‌ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط