{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه نفس دور از تو بودن واسه من ماهی و سالی

یه نفس دور از تو بودن واسه من ماهی و سالی
با یه عکس و چند تا نامه پر نمی‌شه جای خالی
میون بود و نبودت جای خالیتُ حساب کن
وقت اومدن تموم ثانیه‌ها رو جواب کن
یه عالم فرقه میون از جدایی دق آوردن
تا با دستای قشنگت تو خود عاشقی مردن
چشممُ به گریه بنداز فکر نکن تو عشق فقیرم
ضرب تو ضربه‌ی ساعت زنده می‌شم و می‌میرم
قلبمو به غصه بشکن، نگاه کن به تیکه پارم
من که غیر از خواستن تو، رو لبم حرفی ندارم
افشین مقدم
دیدگاه ها (۱)

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت دوازدهم: نقشه‌یِ شومِ پادشاههن...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۸ *سانیار*تا دیدم داره به لپ های ...

یه نفس دور از تو بودن واسه من ماهی و سالیبا یه عکس و چند تا ...

منو با بوسه دعوت کن به آغوشی که رویامهکه وقتی با منی تنهاهمی...

منو با بوسه دعوت کن به آغوشی که رویامهکه وقتی با منی تنهاهمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط