نازک کنی دو ابروی خود را چه میکنی
نازک کنی دو ابروی خود را چه میکنی؟
چون خنجری که بر دلم آماده میکنی
شانه زنی به زلف پریشان و در همت
گویی که کسر عشق مرا ساده میکنی
سوهان کشی بر صدف ناخن بنازمت
کمتر به چنگ خویش دلم پاره میکنی
سرمه کشی به چشم که روزم سیه کنی
بخت مرا تو تیره از نظاره میکنی
گونه زخون قلب من سرخاب میزنی
دور لبت به خون جگر هاله میکنی
تیرم زدی به هر مژه ات لحظه نخست
حالا چرا به فر مژه اش تازه میکنی
دیگر نباف جان من گیسوی چون طناب
داری که دار مرگ من آماده میکنی
#شفیعی صغادی
چون خنجری که بر دلم آماده میکنی
شانه زنی به زلف پریشان و در همت
گویی که کسر عشق مرا ساده میکنی
سوهان کشی بر صدف ناخن بنازمت
کمتر به چنگ خویش دلم پاره میکنی
سرمه کشی به چشم که روزم سیه کنی
بخت مرا تو تیره از نظاره میکنی
گونه زخون قلب من سرخاب میزنی
دور لبت به خون جگر هاله میکنی
تیرم زدی به هر مژه ات لحظه نخست
حالا چرا به فر مژه اش تازه میکنی
دیگر نباف جان من گیسوی چون طناب
داری که دار مرگ من آماده میکنی
#شفیعی صغادی
- ۱.۰k
- ۱۳ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط