نازک کنی دو ابروی خود را چه میکنی

نازک کنی دو ابروی خود را چه میکنی؟
چون خنجری که بر دلم آماده میکنی

شانه زنی به زلف پریشان و در همت
گویی که کسر عشق مرا ساده میکنی

سوهان کشی بر صدف ناخن بنازمت
کمتر به چنگ خویش دلم پاره میکنی

سرمه کشی به چشم که روزم سیه کنی
بخت مرا تو تیره از نظاره میکنی

گونه زخون قلب من سرخاب میزنی
دور لبت به خون جگر هاله میکنی

تیرم زدی به هر مژه ات لحظه نخست
حالا چرا به فر مژه اش تازه میکنی

دیگر نباف جان من گیسوی چون طناب
داری که دار مرگ من آماده میکنی

#شفیعی صغادی
دیدگاه ها (۱)

از تماشـــای تو هر کس رو به حــــیرانی روداختیار از دست مجنـ...

شاه شطرنج منی با رخ ماهت چه کنم؟با سپید دل و چشمان سیاهت چه ...

نازک کنی دو ابروی خود را چه میکنی؟چون خنجری که بر دلم آماده ...

ﺗﻮ ﺭﺍ ﻫﺮ ﻗﺪﺭ ﻋﻄﺮ ﯾﺎﺱ ﻭ ﺍﺑﺮﯾﺸﻢ ﺑﻐﻞ ﮐﺮﺩﻩﻣﺮﺍ ﺻﺪﻫﺎ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻏﺼﻪ ﻭ ﻣ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط