{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سخن از دستان عاشق ماست

سخن از دستان عاشق ماست

که پلی از پیغام عطر و نور و نسیم

بر فراز شبها ساخته اند

به چمنزار بیا

به چمنزار بزرگ

و صدایم کن، از پشت نفس های گل ابریشم

همچنان آهو که جفتش را

پرده ها ازبغضی پنهانی سرشارند

و کبوترهای معصوم

از بلندی های برج سپید خود

به زمین می نگرند.
دیدگاه ها (۷)

آیا دوباره گیسوانم را در باد شانه خواهم زد ؟ آیا دوباره باغچ...

ایمان بیاوریم ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد ایمان بیاوریم به...

پرنده هایی که روی شاخه نشستند ، هرگز ترس از شکستن شاخه ندارن...

ای فلک امشب، شب عاشور ماست تاب مکن گر به دلت شور ماست

پارت دو

به چمنزار بیابه چمنزار بزرگو صدایم کن از پشت نفس های گل ابری...

سخن از روزست وپنجره‌های بازوهوای تازهوتولد  و تکامل  و غرورس...

سخن از دستان عاشق ماست که پلی از پیغام،عطر،نور و نسیم بر فــ...

سخن از دستان عشق ماست.....!!که پلی ازپیغام عطر و نور و نسیمب...

سخناز دستانِ عاشقِ ماستکه پُلی از پیغامِ عطر و نور و نسیمبر ...

سخن از دستان عاشق ماست،،،که پلی از پیغام و عطر ونور ونسیم،،،...

آن کلاغی که پریداز فراز سر ماو فرو رفت در اندیشه آشفته ابری ...

تو نیستی که ببینیچگونه عطر تودر عمق لحظه ها جاری استچگونه عک...

تو نیستی که ببینی چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاری است چگون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط