کاش چو توعاشق بودم
کاش چو توعاشق بودم
کاش چوشکوه شکفتن
حجله گاه عشق بودم.
کاش عشق می سوزاندرگهای وجود
عقل را می ربایید زهوش.
چومجنون پاک باخته را
که بیابان بکرکشید به خویش.
کاش میزد دروجودم چنگ
شعله ی قلب عاشق تو
می کشید بر غرور وحشی من
آرامش عشق آسمانی تو.
می نشینم درکنارنخلستان
کارون زاندوه می بلعد
گرداب این جدایی را.
می کشد فریاد غروب برجان
ز بی مهری وتردیدهای من.
می شود روح ببقرار تو
هم آغوش اندوه تنهایی من.
شانی بختیاری
کاش چوشکوه شکفتن
حجله گاه عشق بودم.
کاش عشق می سوزاندرگهای وجود
عقل را می ربایید زهوش.
چومجنون پاک باخته را
که بیابان بکرکشید به خویش.
کاش میزد دروجودم چنگ
شعله ی قلب عاشق تو
می کشید بر غرور وحشی من
آرامش عشق آسمانی تو.
می نشینم درکنارنخلستان
کارون زاندوه می بلعد
گرداب این جدایی را.
می کشد فریاد غروب برجان
ز بی مهری وتردیدهای من.
می شود روح ببقرار تو
هم آغوش اندوه تنهایی من.
شانی بختیاری
- ۱.۱k
- ۲۹ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط