سناریو

سناریو
#درخواستی
وقتی پسرتون میگه مامان چرا دیشب تو اتاقتون داد میزدی و شما دیشب داشتید اهم اهم میکردید.

نامجون : صدا ساعت ۳ شب میومد تو چرا بیدار بودی؟
جین : ها؟ هیچی داشتم برای مامانت جوک تعریف میکردم از شدت خنده یهو داد زد!
شوگا : ا/ت چرا داد میزدی؟
ا/ت :......😐
جیهوپ : یکم بزرگ بشی تجربش میکنی رو زن ایدنت!
جیمین : مگه خواهر نمیخواستی داشتیم برات درست میکردیم!
تهیونگ : داشتیم بازیه بزرگ سالارو انجام مبدادیم!
بچه : پس چرا تو هی فحش میدادی؟
تهیونگ : فش؟
بچه : آره میگفتی فاک....
تهیونگ : خیلی خب بسه دیگه برو کارتونتو نگا کن!
کوک : مگه اتاق تو اون ور حال نیست؟ انقد صدا بلند بوده؟!
بچه : آره....چیکار میکردین؟
کوک: خب...مامانت یهو پاش خورد به لبه تخت یهو داد زد!





شاید باورتون نشه من یبار صدای عملیات مامان بابام و شنیدم😐🗿
دیدگاه ها (۷۲)

سناریو

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

پارت سوم | «قرار نیست برم»ا/ت گوشی را از روی میز برداشت.— چر...

تکپارتی جونگ کوک

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

تکپارتی | جونگکوک

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط