اَز اونامـ کِهـ تو جمعا نِمیخَندِهـ بُلَند و

اَز اونامـ کِهـ تو جمعا نِمیخَندِهـ بُلَند و
با یِهـ چِشمَکـ تَنَمو نِمیدَمـ بِهـ تو مَنـ اَگِهـ
شَبَمـ بِریـ بِهِتـ نِمیزَنِهـ صُبـ زَنگـ
شایَد بِهِمـ بِگیـ خِیلیـ بَد غُدَمـ
مَنَمـ دِلَمـ یِهـ روز با یِهـ چِشمَکـ
رَفتـ روزا اومَدِهـ بودَنـ کِهـ خاطِرِشَمـ
بَعد دَستمو گِرِفتـ تا کِهـ یِهـ شَبـ
اَز خوابـ پَریدَمـ تا کِهـ دیدَمـ عَطرِشـ اَز بالِشِشَمـ رَفتـ :)

Cheshmak_wantons
دیدگاه ها (۵)

کپشن مهمه🎀🤭عروسک من😈🔞پارت بیست و یک میخواستم دستمو عقب بکشم ...

P3F2فردا دامیان:انیا پاشو دیگه به خدا خسته شدم هروز بخوام بی...

سناریو توکیو ریونجرز ( اونا بعد اعتراف)

پارت ۳جونگ کوک :بدو وگرنه نمیتونیم بگیریمشتهیونگ: چرا الان ا...

چند پارتی (درخواستی)

مربی موتور سوار

Love&HateP.4"ویو هانا"وقتی که رفتم دفتر مدیر یه دسته گل رو م...

P25فردا ویو انیا بیدار شدم دیدم ساعت ۵ یاد دیروز افتادم و بغ...

پارت ۳۵

ببینید کی بعد سال ها داره سناریو می‌نویسه؟معلومه که عمه ریا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط