{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاهایم

پاهایم
خسته ی هزاران راه نرفته اند
و دستانم
به از دست دادن
خو گرفته اند انگار!
گاهی آنقدر ویرانم
که می خواهم از هر چه هست فرار کنم
از هر چه تنهائیست!
اما افسوس!
افسوس هرچه می دوم نمی رسم
به خودم در کنار تو..!

یاشار عبدالملکی
دیدگاه ها (۶)

بعضی ازنگاه هاصدایقشنگیدارند ...سهراب گل هاشم

برسان سلام ما رابه رفو گران هجران...که هنوز پاره ی دل،دو سه ...

آه ها ..بادند و با باد می روند،اشک ها ..آب اند و به دریا می ...

اگر چه دل به کسی دادجان ماست هنوز...# سعدی جان

ماه صفر‌ تمام‌ می‌شود ...پیراهن‌ مشکی‌ عزای‌ تو‌ را‌ کنار می...

الان چند وقته اونایی که میگن گذشته رو ول کنید درک می کنم واق...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

╭─── ⋆。°✩°。⋆ ───╮ ♡ پاتریک راست میگه... ♡☆゜・。。・゜゜・。。・゜★₊˚⊹♡ ...

خطاب به خودم:یاد بگیرم که#فروتنی، نشانه‌ی ضعف نیست؛نشانه‌ی ب...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

I don't know my own roots Now it's bothering meI've always w...

انجام MRI برای خیلی از کودکان تجربه‌ای ترسناک است فضای بسته،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط