{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد بادا که دلم مشتاق دیدار تو بود

یاد بادا که دلم مشتاق دیدار تو بود
روز و شب در طلب و هر لحظه بیدار تو بود

دیدگانم را چه دانی که دگر سوئی نیست

به فدایت ، که آن هم گرفتار تو بود . .
دیدگاه ها (۱)

زندگی با تو برایم بوی ریحان میدهدبی تو اما بوی ریحان ، بوی ز...

هر کسی برای خودش خیابانی دارد، کوچه ای، کافی شاپی و شاید عطر...

یک جام با تو خوردن ، یک عمر می پرستییک روز با تو بودن ، یک ر...

تنها دو روز در سال هست که نمی تونی هیچ کاری بکنییکی دیروزو ی...

به یادِ تو اندر شبِ تیره بازهمی با ستاره بگویم رازچو خورشید ...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط