{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با صدای جیغ زن از خواب پرید.

با صدای جیغ زن از خواب پرید.
<نور! یک نور عجیب در اتاق است!!>
مرد یهودی از خواب پرید و با شتاب به سمت اتاق رفت.چادررا که دید,همه چیز به یادش آمد.
چادر فاطمه(س)را به جای قرض به علی(ع) امانت گرفته بود.حالا نور چادر اتاق را پر کرده
بود.مرد یهودی و همسرش از تعجب و شگفت زدگی اقوامشان را خبر کردند و برای دیدن چادر
نورانی به منزل آوردند.با دیدن نور چادرفاطمه(س)هشتاد نفراز یهودی های مدینه مسلمان شدند.
بحار ج 43 ص 40 و خلاصه ای از این روایت در مناقب شهرآشوب ج 3 ص 118117 ,منتهی الآمال ص 160
دیدگاه ها (۹)

یا علی اکبرای دردی اولان بنده دینن یا علی اکبراول یاره پناهن...

روز جوان مبارکمقام معظم رهبری:توصیه ی من به شما جوانان عزیز ...

خیلی دلش می خواست امام زمان(عج)را ملاقات کند.برای همین نذر ک...

شهید همت به روایت شهید سید مرتضی آوینیمن هرگز اجازه نمی دهم ...

سناریو ساسونارو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط