ما آدم‌ها گاهی آن‌قدر درگیر «خود» می‌شویم که برای همه‌چیز

ما آدم‌ها گاهی آن‌قدر درگیر «خود» می‌شویم که برای همه‌چیز و همه‌کس مرز می‌کشیم؛
برای خودمان، برای دیگران، برای رویاهایمان.
خودمان را در چارچوب‌هایی زندانی می‌کنیم که کم‌کم دست و پای آرزوهایمان را می‌بندد.
و دردناک‌تر این‌که، حتی حیوانات را از وسعت دنیای آزادشان جدا می‌کنیم و به دنیای محدود خودمان می‌آوریم؛
جایی که آزادی برایشان تبدیل به رویایی دست‌نیافتنی می‌شود.
شاید وقتش رسیده کمی از این مرزها را پاک کنیم…
برای خودمان، برای رویاهایمان، و برای هر موجودی که حقِ آزاد زیستن دارد.

پ ن: جوجه ای که در سرمای زمستون توی قفس برای فروش بود.
دیدگاه ها (۲۴)

﷽⚠️ «#لالاییِ غفلت» (نامه‌ای به دولت و ملت)✍ابوذر خدادادی م...

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

هفت رکن تربیت سیاسی کودک و #نوجوانبا بازگشایی مدارس، فرزندان...

رز ابی من♡:)part.4.ماشین تهیونگ آروم جلوی عمارت بزرگ خانوادگ...

My lovely neighbor part : 89

این روزها قاب یک لبخند بردیوار سرزمین من کم است ؛کبوترهای شا...

چرا عادت کرده ایم آدم ها را از روی چیزهای بی ارزش، بشناسیم.....

زندگی محترم ! 😕 هرچقدر بیشتر به دست و بال ما بپیچی همانقدر ب...

زندگی محترم !هرچقدر بیشتر به دست و بال ما بپیچیهمانقدر بیشتر...

زندگی محترم ... !هرچقدر بیشتر به دست و بال ما بپیچی ,همانقدر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط