ما آدمها گاهی آنقدر درگیر خود میشویم که برای همهچیز
ما آدمها گاهی آنقدر درگیر «خود» میشویم که برای همهچیز و همهکس مرز میکشیم؛
برای خودمان، برای دیگران، برای رویاهایمان.
خودمان را در چارچوبهایی زندانی میکنیم که کمکم دست و پای آرزوهایمان را میبندد.
و دردناکتر اینکه، حتی حیوانات را از وسعت دنیای آزادشان جدا میکنیم و به دنیای محدود خودمان میآوریم؛
جایی که آزادی برایشان تبدیل به رویایی دستنیافتنی میشود.
شاید وقتش رسیده کمی از این مرزها را پاک کنیم…
برای خودمان، برای رویاهایمان، و برای هر موجودی که حقِ آزاد زیستن دارد.
پ ن: جوجه ای که در سرمای زمستون توی قفس برای فروش بود.
برای خودمان، برای دیگران، برای رویاهایمان.
خودمان را در چارچوبهایی زندانی میکنیم که کمکم دست و پای آرزوهایمان را میبندد.
و دردناکتر اینکه، حتی حیوانات را از وسعت دنیای آزادشان جدا میکنیم و به دنیای محدود خودمان میآوریم؛
جایی که آزادی برایشان تبدیل به رویایی دستنیافتنی میشود.
شاید وقتش رسیده کمی از این مرزها را پاک کنیم…
برای خودمان، برای رویاهایمان، و برای هر موجودی که حقِ آزاد زیستن دارد.
پ ن: جوجه ای که در سرمای زمستون توی قفس برای فروش بود.
- ۴۲۳
- ۲۹ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط