{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه سری حرفام هست نه گفته میشه و نه شنیده میشه...

یه سری حرفام هست نه گفته میشه و نه شنیده میشه...
نه میشه نوشتشون و نه میشه خوندشون...
همینا میشن بغض و ته نشین میشن توی گلوی آدم و بالاخره یه شب راه نفسشو میبندن و صبح که شد همه توی گوش هم پچ پچ میکنن:
" فلانی که چیزیش نبود...
چی شد مُرد راستی؟! "
دیدگاه ها (۳)

جان من سهل است جان جانم اوستدردمنـــد و خستـه‌‌ام درمـانــم ...

تو ز ما فارغ و ما از تو پریشان تا چند...؟

‌‌‌لبت می‌پرسد از جانم،که: «کامت چیست؟! تا دانم»چه باشد کام ...

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

دلاممم به همگییییییییمیخواستم یکم باهاتون صحبت کنم البته صحب...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

مال من باش Part:19ـ فاک بهش...سوهو بلند شد ، پرونده رو برداش...

my snow ❄#my_snowPT30~بعد از این همه سال...یه خنده‌ی کوتاه م...

ماه من... پارت : ۴

رمان اسیر خان پارت پنجم 5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط