{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صفحه شطرنج

صفحه شطرنج



وقتی که بر این صفحه شطرنج نشستم
دنباله ی آن بازی دیرین ِ کهن بود
هر مهره به جایی نه به دلخواه من و کار
بیرون ز صف آرایی ِ اندیشه من بود

پیش از من و اندیشه ام اندیشه ورانی
آن نطع به تدبیر ِ خود آراسته بودند
بردی سره آنگاه درین بازی ِ تقدیر
بر نطعی ازین گونه ز من خواسته بودند

گفتند که می کوش به هر شیوه که دانی
کاین بازی شطرنج بدین نظم و نظام است
نک مهره به دست ِ تو و بازی ز تو اما
با یک حرکت نوبت بازیت تمام است

بر نطعی ازین گونه توان برد به تدبیر؟
خود چاره من چیست درین ظلم و ظلامش؟
جز اینکه برین رقعه زنم، یکسره تیپا
وآزاد کنم خویشتن از نظم و نظامش

محمدرضا شفیعی کدکنی

پی نوشت : من و روزهایی که دغدغه آمیز اما خالی می گذرد...
دیدگاه ها (۲)

گاهی باید بی رحم بود! نه با دوست... نه با دشمن! بلکه با خودت...

دنیا،جفت دستات پوچه!

ویدئو زیبا

ویدئو زیبا

#دلشکسته #عشق نافرجام#دلتنگی💔💔💔💔💔💔💔💔💔من فقط از خدا می خوامتو...

ویدئو زیبا

ویدئو زیبا

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

توگرنباشی،جان را چه کنم....♡💋💌❤️🖇🌹🌿🍷🍒

لایک فالو هاتون به من انرژی میده حمایت کنین تا بیشتر بخندین...

عشق منصور به محبوبه >>🛐🫴🏻#بامداد_خمار #ترلان_پروانه #دانیال_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط