{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🩵 رویای آبی

🩵 رویای آبی

پارت سوم | «به جیمین اعتماد نکن»

سوجین چند لحظه به جمله‌ی روی صفحه خیره ماند.

«به جیمین اعتماد نکن.»

سرش را بالا آورد.

جیمین هنوز همان‌جا ایستاده بود و با آرامش به کتاب نگاه می‌کرد.

سوجین یک قدم عقب رفت.

— «تو می‌دونستی این جمله قراره ظاهر بشه؟»

جیمین جواب نداد.

— «جیمین؟!»

این بار نگاهش را بالا آورد.

— «آره.»

سوجین با ناباوری گفت:

— «پس چرا از اول بهم نگفتی؟»

— «چون اگه می‌گفتم، حرفم رو باور نمی‌کردی.»

— «الانم بهت اعتماد ندارم!»

جیمین آه کوتاهی کشید.

— «خوبه.»

سوجین اخم کرد.

— «خوبه؟!»

— «حداقل هنوز خودت تصمیم می‌گیری به کی اعتماد کنی.»

ناگهان کتاب از دست سوجین افتاد.

صفحه‌هایش با سرعت ورق خوردند.

این بار تصویر یک اتاق ظاهر شد؛ اتاقی با دیوارهای آبی و پنجره‌ای بزرگ که پشت آن ماه می‌درخشید.

زیر تصویر نوشته شده بود:

«اتاق ۷؛ جایی که اولین حقیقت آشکار می‌شود.»

سوجین آرام گفت:

— «این یعنی چی؟»

جیمین به ساختمان روبه‌رو اشاره کرد.

— «اتاق ۷ همون‌جاست.»

— «و اگه نرم؟»

جیمین نگاهش کرد.

— «داستان خودش به دنبالت میاد.»

سوجین چیزی نگفت.

برای اولین بار حس کرد این شهر فقط یک مکان نیست.

انگار...

او را می‌شناخت.

آن دو وارد ساختمان شدند.

راهرو تاریک بود و تنها نور آبی ضعیفی از چراغ‌های سقف می‌تابید.

سوجین شماره‌ی اتاق‌ها را یکی‌یکی نگاه کرد.

۳...

۵...

۶...

و بالاخره:

۷

دستش را روی دستگیره گذاشت.

قبل از اینکه در را باز کند، صدایی از داخل اتاق شنید:

— «سوجین؟»

چشمانش گرد شد.

آن صدا را می‌شناخت.

صدای خودش بود.

جیمین آرام گفت:

— «هر چیزی که داخل این اتاق می‌بینی، باور نکن.»

در آرام باز شد.

سوجین وارد شد.

روی میز، عکسی قرار داشت.

عکسی از خودش...

اما چیزی در عکس عجیب بود.

کنار سوجین، جیمین ایستاده بود.

و پشت سرشان، همان کتاب آبی قرار داشت.

پایین عکس تاریخ خورده بود:

«سه سال قبل.»

سوجین با صدای لرزان گفت:

— «من... سه سال پیش اینجا بودم؟»

جیمین پشت سرش ایستاده بود.

اما این بار...

جوابی نداد.

چون روی دیوار، جمله‌ی دیگری ظاهر شده بود:

«او برای اولین بار نیست که وارد این دنیا می‌شود.»

سوجین آرام برگشت سمت جیمین.

— «تو قبلاً منو دیدی... مگه نه؟»

جیمین به چشمانش نگاه کرد.

و برای اولین بار، آن آرامش همیشگی از صورتش ناپدید شد.

— «آره.»

ادامه دارد... 🩵📖
شرایط
۱۰لایک
۱۰کامنت
۵بازنشر
دیدگاه ها (۲۲)

🥢⊹ وقتی BTS داشتن از سفر فنلاند برمی‌گشتن و فرودگاه به خاطر...

🥢⊹ این مومنت هم جزو معماهای جیکوکه..نامجون بعد از این که دس...

+ یکی از فن‌ساین های پسرا که مربوط به ارای FAKE LOVE هست. ای...

٭ سوال بعدی: گلدن مکنه BTS جونگکوک‌شی که جیمین‌شی دوسش داره....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط