آن چه در غیبتت ای دوست

آن چه در غیبتت ای دوست
به من می‌گذرد..

نتوانم که حکایت کنم الا به حضور..

#سعدی
دیدگاه ها (۳)

پیگیر پریشانی ما دیر به دیر استدلتنگ به یک خنده ی او زود به ...

راه ها باز است آفتاب می تابداما منحسرت راه رفتنم در پای فلج#...

مَلکا ،مَها ،نِگارا ،صَنما ،بُتا ،بَهارامتحیرم ندانم که تو خ...

آب زنید راه را هین که نگار می‌رسدمژده دهید باغ را بوی بهار م...

آنچه در غیبتت ای دوست  به من می گذردنتوانم که حکایت کنم الّا...

اسم. رود خانه ای که از ان گذرد

گاهی اوقات مردم فراموش می کنند که مهربانی رایگان است

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط