{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کفری که از رنگ چشمت، می رفت ایمان بگیرد

کفری که از رنگ چشمت، می رفت ایمان بگیرد
تا کی سراغ دلت را از این و از آن بگیرد

دلتنگم و اضطرابم هم وزن درد جنون است
من می شوم غرق یادت، کافی ست باران بگیرد

شعری بخوان مثل باران، در گوش مرداب روحم
تا جای خون توی رگ ها، عشق تو جریان بگیرد

لیلا که بی اعتنا بود راهی برایش نمی ماند
بیچاره مجنون جز این که، راه بیابان بگیرد

شهر دلم در عطش سوخت، آواره ای بی پناهم
یک قطره یاد تو کافی ست، تا شهر سامان بگیرد

سر می خورد توی دستم یک آرزو بی تامل
می ترسم از دستم آن را، تقدیر آسان بگیرد

شب می رود رفته رفته، من نیمه شب اشک و آهم
ای وای اگر دست آهم، از عشق دامان بگیرد

بی تو تمام دلم را یک درد مزمن گرفته
دستی بکش روی قلبم تا درد پایان بگیرد
دیدگاه ها (۰)

.مرا امشب تماشا كن، نگاه ناب می‌خواهمچو مردابى كه تنهایم، تب...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

من تو رو از خدا همیشه آرزو می‌کردم… قبل از اینکه مال من باشی...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

موسیقی

عاشقانه های شبنم

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑨_بخش اول_گاهی او را خندانده ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط