{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به قدرے ساڪتم حالا

به قدرے ساڪتم حالا
ڪه انگارے
درونم حڪمِ آتش‌ بس
و حالِ چشم‌ هایم خوب و آرام است.
به قدرے ساڪتم انگار
میان شهر قلبم صد هزاران مُرده دارد شعر می‌گوید.
ببین! من ساڪتم
این بغض و این آشوب از من نیست ..
دلم تنگ است ؟ - اصلا نیست
ڪسی را دوست می‌دارم ؟ - نمی‌دارم!
رها ؛ آرام و معمولی ؛ شبیه ڪلّ آدم‌ها
میان موج‌ ها چون قایقی بی سرنشینم
بی سرانجامم.
نه فڪرے در سرم دارم نه عشقی در دلم
آرامِ آرامم..!!
دیدگاه ها (۰)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۳"☆ویو هانا☆تهیونگ چند قدم دور شد.اما حرف‌هاش......

جونگ‌کوک عزیز،امروز، اول سپتامبر، روزی است که جهان یک هدیه گ...

پروانه جان

سناریو: ماه سرخ

تکاپو پارت 108:امیدوارم اشتباه باشه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍چند ساعت از باز...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

به قدرے ساڪتم حالا ڪه انگارے درونم حڪم آتش‌ بس و حالِ چشم‌ها...

به قدری ساکتم حالا ؛که انگاری ؛درونم حکم ؛ آتش‌ بس ،و حالِ چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط