{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر گفتم که ز دل بردارم

شعر گفتم که ز دل بردارم
بار سنگین غم عشقش را
شعر خود جلوه ئی از رویش شد
با که گویم ستم عشقش را...
دیدگاه ها (۱)

در ببندید و بگوئید که منجز او از همه کس بگسستمکس اگر گفت چرا...

قاصدی آمد اگر از ره دورزود پرسید که پیغام از کیستگر از او نی...

گفتم از دیده چو دورش سازمبی گمان زودتر از دل برودمرگ باید که...

یاد بگذشته به دل ماند و دریغنیست یاری که مرا یاد کنددیده‌ام ...

کالان

چو خیالت ای مه من بر دل ما گذرد ز سرم از ژاله غم موج بلا گذ...

جانا کجا شدی‌ که ز بهر تو غم خوریمهر ساعت از غمان تو آشفته د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط