{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ حرف از رفتن نزن دیوانه! خواهش میکنم

‍ حرف از رفتن نزن دیوانه! خواهش میکنم
عشق میمیرد در این افسانه،خواهش میکنم
با تو حس شاعری در من شکوفا می شود
شعر می گرید در این گلخانه،خواهش میکنم
کار چشمانت شده کار دلم را ساختن
تیشه را بگذار در ویرانه،خواهش میکنم
کم فروشی میکند چشمت در این کم صحبتی
با نگاه من نشو بیگانه خواهش می کنم
کمتر از چشمت میان کوچه ها مستی بپاش
توبه کن در گوشه ی میخانه،خواهش می کنم
مهر از بی مهری ات بار زمستان می کشد
یار شو با نرگس مستانه،خواهش می کنم
زندگی در برزخ تردیدهایت مشکل است
رحم کن بر شاعر دیوانه خواهش می کنم
دیدگاه ها (۶)

امشب کنارتودلی بی تاب می سازمدیوانی از اشعار ناب ناب می سازم...

عشق یعنے در ڪنارش حس آرامش ڪنےبوسہ را پیوستہ از لبہاے او خوا...

آنکه امید مرا از همه برداشته استتوی گلدان دلم مهر تو را کاشت...

گرچه بوی نفست خواب محالست بمانبازهم بالش من خیس خیالست بمانش...

درود. روالین؟ می‌خوام راجب یه موضوعی باهاتون صحبت کنم که یکم...

🦋دستِ خالی، خواهشِ بیگانه میخواهم چکاربا دلِ پر تردید ویرانه...

P29🍋‍🟩هانیل وسایلش رو جمع کرد و از اتاق خودش برد به اتاق نام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط