{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن روز قلب خسته ی من در تلاطم بود

آن روز قلب خسته ی من در تلاطم بود
در لابلای پیچش گیسوی تو گم بود


پیش فروغ چشم های میشی ات ، آری ،
خورشید هم آن روز یک سوءتفاهم بود

#م_افشاری_راد
دیدگاه ها (۱)

نسبت به تو همچنان پر از احساسمتنها به سه گاه و شورِ تو حسّاس...

گرچه از دور تو را دیده ولی می گویم تو همان ماه ِ من و غایت ر...

مرا به بوٖی خوشَت جان ببخش و زنده بدارکـه از تـو چـیـزی ازیـ...

مرا گر دولتی باشد که روزی با تو بنشینمز لبهای تو می‌نوشم، ز ...

حالا که اسب‌های سینه‌ام سرکشی نمی‌کنند، اکنون که طوری آرام گ...

‌روزمره گی های من 🤣😅🤦🏻‍♀️‌نگاهت طلوعی است بدون نیاز به خورشی...

تقدیم به جانانم:تو آن گلی که به وصفش غزل شنیدنی استو عطرِ نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط