{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن روز قلب خسته ی من در تلاطم بود

آن روز قلب خسته ی من در تلاطم بود
در لابلای پیچش گیسوی تو گم بود


پیش فروغ چشم های میشی ات ، آری ،
خورشید هم آن روز یک سوءتفاهم بود

#م_افشاری_راد
دیدگاه ها (۱)

نسبت به تو همچنان پر از احساسمتنها به سه گاه و شورِ تو حسّاس...

گرچه از دور تو را دیده ولی می گویم تو همان ماه ِ من و غایت ر...

مرا به بوٖی خوشَت جان ببخش و زنده بدارکـه از تـو چـیـزی ازیـ...

مرا گر دولتی باشد که روزی با تو بنشینمز لبهای تو می‌نوشم، ز ...

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆نور ماه روی بدن اون تو میرقصید شب شد و هر کسی به خانه...

☆ راند اخر ☆part 17ویو بعدشام..... ات: جونگکوک رفت بیرون گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط