رفقای این زمون

رُفَقـــاـی ‌اِیـن ‌زَمـونـہ

بَـد جـّـورـے‌ خِجـالَتےاَن

کِـہ خنّجَــر اَز ‌پُشـٺ‌ مِٻزَنَن
دیدگاه ها (۲)

کودکی گرسنه و بیمارگوشه ی قهوه خانه ای می خفت ...رادیو روشن ...

:سلامتی کسی که وقتی بردم گفت: اون رفیق منه اما وقتی باختم گف...

زمانے کـہ زندگے ، واقعآّّ یك زندگے بود . .

2026 ܣܩܘ ܩܢ̣ߊ‌ܝ‌ܭـــــ

براے تویے مینویسم کـہ الان کیلومتر ها ازم בوری؛تویے کـہ لمسـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط