{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لبخند می‌زدم که نفهمند عاشقم

لبخند می‌زدم که نفهمند عاشقم
شادی نقاب بود و کسی باورش نشد
دیدگاه ها (۰)

* تو همانی که میشود چای راکنارت بدون قند،شیرین نوشید*

گاهیبا یک کلام ، قلبی آسوده و آرام می گرددگاهیبا یک بی مهری ...

گـفـتم نـگـاه می‌ کـندم مست می‌ شـومچشمش شراب بود و کسی باور...

کاش می تونستم باورش کنم ..

" اگه تو باورش می کنی...منم باور می کنم"

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط