part
part2
رفتم پیش ویلیام ویلیام پرسید
*چی میگفت
+شمارمو میخواست
*دادی
+نه
*چرا؟
+به تو چه برو به کارت برس
*اوکی حالا چرا اعصبانی میشی
+برو زود باش
ویلیام رفت منم کارامو انجام دادم دیگه خسته بودم پس نشستم روی صندلی توی کافه به حرف های اون پسر فکر میکردم (تهیونگ) یهو با صدای بلند گفتم خاک تو سرت چرا قبول نکردی یهو دیدم.
*پس پشیمونی
+تو کی اومدی
*وقتی داشتی خودتو به خاک می سپردی
+باشه حالا یه چیزی گفتم
*اوک منم باور کردم که پشیمون نیستی
+باش برو به کارات برس الان شیفت مون تموم میشه
*بای
بعد از اینکه ویلیام رفت منم رفتم به کارام رسیدم.part2
رفتم پیش ویلیام ویلیام پرسید
*چی میگفت
+شمارمو میخواست
*دادی
+نه
*چرا؟
+به تو چه برو به کارت برس
*اوکی حالا چرا اعصبانی میشی
+برو زود باش
ویلیام رفت منم کارامو انجام دادم دیگه خسته بودم پس نشستم روی صندلی توی کافه به حرف های اون پسر فکر میکردم (تهیونگ) یهو با صدای بلند گفتم خاک تو سرت چرا قبول نکردی یهو دیدم.
*پس پشیمونی
+تو کی اومدی
*وقتی داشتی خودتو به خاک می سپردی
+باشه حالا یه چیزی گفتم
*اوک منم باور کردم که پشیمون نیستی
+باش برو به کارات برس الان شیفت مون تموم میشه
*بای
بعد از اینکه ویلیام رفت منم رفتم به کارام رسیدم.
دیگه شیفتم تموم شده بود پس راه افتادم به سمت خونه تو راه برگشت هنوزم فکرم پیش اون پسر بود (تهیونگ) با خودم گفتم خیلی خوشگل بود.
چند دقیقه نگذشت دیدم جلوی در هستم کلید رو از کیفم در اوردم به سمت در بردم درو باز کردم رفتم داخل به سمت اتاقم راهی شدم هم گرسنم بود همم خسته پس قرار گرفتم برم حموم بعدش غذا و بعدشم خواب پس اول راهی حموم شدم بعد چندین بیرون اومدم لباس هامو پوشیدم رفتم جلوی میز نشستم شروع کردم به خشک کردن موهام چند دقیقه بعد موهام تموم شد راهی آشپز خونه شدم رفتم به نودل برداشتم گرم اول نودلو درست کردم رفتم نشستم رو کاناپه با خستگی نودلو خوردم تمومش کردم رفتم تو اتاقم خوابیدم
ادامه دارد...
رفتم پیش ویلیام ویلیام پرسید
*چی میگفت
+شمارمو میخواست
*دادی
+نه
*چرا؟
+به تو چه برو به کارت برس
*اوکی حالا چرا اعصبانی میشی
+برو زود باش
ویلیام رفت منم کارامو انجام دادم دیگه خسته بودم پس نشستم روی صندلی توی کافه به حرف های اون پسر فکر میکردم (تهیونگ) یهو با صدای بلند گفتم خاک تو سرت چرا قبول نکردی یهو دیدم.
*پس پشیمونی
+تو کی اومدی
*وقتی داشتی خودتو به خاک می سپردی
+باشه حالا یه چیزی گفتم
*اوک منم باور کردم که پشیمون نیستی
+باش برو به کارات برس الان شیفت مون تموم میشه
*بای
بعد از اینکه ویلیام رفت منم رفتم به کارام رسیدم.part2
رفتم پیش ویلیام ویلیام پرسید
*چی میگفت
+شمارمو میخواست
*دادی
+نه
*چرا؟
+به تو چه برو به کارت برس
*اوکی حالا چرا اعصبانی میشی
+برو زود باش
ویلیام رفت منم کارامو انجام دادم دیگه خسته بودم پس نشستم روی صندلی توی کافه به حرف های اون پسر فکر میکردم (تهیونگ) یهو با صدای بلند گفتم خاک تو سرت چرا قبول نکردی یهو دیدم.
*پس پشیمونی
+تو کی اومدی
*وقتی داشتی خودتو به خاک می سپردی
+باشه حالا یه چیزی گفتم
*اوک منم باور کردم که پشیمون نیستی
+باش برو به کارات برس الان شیفت مون تموم میشه
*بای
بعد از اینکه ویلیام رفت منم رفتم به کارام رسیدم.
دیگه شیفتم تموم شده بود پس راه افتادم به سمت خونه تو راه برگشت هنوزم فکرم پیش اون پسر بود (تهیونگ) با خودم گفتم خیلی خوشگل بود.
چند دقیقه نگذشت دیدم جلوی در هستم کلید رو از کیفم در اوردم به سمت در بردم درو باز کردم رفتم داخل به سمت اتاقم راهی شدم هم گرسنم بود همم خسته پس قرار گرفتم برم حموم بعدش غذا و بعدشم خواب پس اول راهی حموم شدم بعد چندین بیرون اومدم لباس هامو پوشیدم رفتم جلوی میز نشستم شروع کردم به خشک کردن موهام چند دقیقه بعد موهام تموم شد راهی آشپز خونه شدم رفتم به نودل برداشتم گرم اول نودلو درست کردم رفتم نشستم رو کاناپه با خستگی نودلو خوردم تمومش کردم رفتم تو اتاقم خوابیدم
ادامه دارد...
- ۲۳.۲k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط