{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش من هم مثل رودخانه جاری بودم به هر کوی و برزنی سرک می

کاش من هم مثل رودخانه جاری بودم به هر کوی و برزنی سرک می کشیدم به کوی عاشقان جایی که باده و می سر ریز بود و از آن جام ناب می اندکی می نوشیدم تا غم و درد اینک از چهره می زداییدم آسمان گریه می کند برای زمینی که خشکیده از درد و رنج است....
دیدگاه ها (۰)

رهسپار جاده مه آلود غربت هستم در این شبهای تنهایی،به کجا روم...

طوفان باشد و باران من در مسیر بادم نمی ترسم از رعد و برق آسم...

طبیعت زیباست باید سفر آغاز کرد،باید کبوتر بود و گهگداری هم پ...

پایان زمستان روزهای خوش بهار است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط