{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 41 دلبر نازم

پارت 41 دلبر نازم



رفتیم غذا رو خوردیم بعد نیم ساعت شد

گفتم به ارسلان

دیانا.... ارسلان بریم خونه

ارسلان.... چش

دیانا.... مرسی عشقم

ارسلان پاشو بریم


رفتیم سوار ماشین شدیم که نیکا زنگ زد

دیانا.... سلام خوبی نیکا

نیکا.... سلام مرسی ت خوبی دیانا

دیانا.....مرسی عشقم

نیکا.... دیانا میدونستی که تولد ارسلان هس فردا هس

دیانا....نه

نیکا.... بیا واسش تولد بگیریم بش

دیانا.... چش

نیکا .... وقت ارسلان چیزی نفهمه


دیانا.... چش حتما

نیکا .... وقت یک چیزی فردا بیا خونمون بگیم چی بخریم


دیانا.... بش

دیانا.... خیلی خوشحال هستم


نیکا .... فعلا کاری نداری بای

دیانا.... نه بای😘


رفتیم خونه نیکا فرداش


نیکا .... دیانا


دیانا.... جانم



نیکا .... بریم کیک سفارش بدیم


دیانا.... بش
دیدگاه ها (۴)

وویی فدات شم

سلام مرسی اجی دیانا و نیکا

چش

مرسی قشنگ ابجیچش

پارت ۴ فیک عشق آنیا رفتم پایین و دیدم تهیونگ اومده آنیا : سل...

پارت ۱۲این سوک:یونگی فردا باید بریم لباس عروس و لوازم آرایشی...

عاشقان حسود پارت ۱۲ جونگ اه فهمید نیکا دیگه نمیتونه تحمل کنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط