{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جامهٔ زهد و ریا کندم و، بر تن کردم              خرقهٔ پیر

جامهٔ زهد و ریا کندم و، بر تن کردم              خرقهٔ پیر خراباتی و، هشیار شدم
واعظ شهر، که از پند خود آزارم داد             
از دم رِند می‌آلوده، مددکار شدم
بگذارید که از بتکده یادی بکنم               
من که با دست بت میکده بیدار شدم
#رحلت_امام_خمینی #امام_دلها #خمینی_زنده_است #این_قرن_بخواست_خدا_قرن_غلبه_بر_مستضعفان_بر_مستکبران_خواهد_بود✌️💪 #عکس_نوشته_عاشقانه #خاص #جذاب #عکس #عاشقانه
دیدگاه ها (۱)

کاش در حلقه‌‌ی‌ رندان خبری‌ بود ز دوست      سخن آنجا نه ز «ن...

وادی‌ عشق که بی‌هوشی‌ و، سرگردانی‌ است      مُدّعی‌ در طلبش ...

« رُخ خورشید»    عیب از ما است، اگر دوست ز ما مستور است     ...

از اشعار امام خمینی (ره)  «سخن دل»    عاشق دوست ز زنگش پیداس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط