{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی بهشت عزوجل اختراع شد

وقتی بهشت عزوجل اختراع شد
حوا که لب گشود عسل اختراع شد!

آهی کشید و آه دلش رفت و رفت و رفت!
تا هاله ای به دور زحل اختراع شد!

آدم نشسته بود، ولی واژه ای نداشت...
نزدیک ظهر بود ... غزل اختراع شد...

آدم که سعی کرد کمی منضبط شود
مفعول و فاعلات و فعل اختراع شد...

«یک دست جام باده و یک دست زلف یار»
اینگونه بود ها...! که بغل اختراع شد...

حامد عسکری
دیدگاه ها (۷۷)

ﭼﺸﻤﺎﯼ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻪ ﭘﯿﭻ ﺟﺎﺩﻩﺩﻝ ﻫﻮﺭﻩ ﻫﺎﯼ ﺩﻝ ﭘﺎﮎ ﻭ ﺳﺎﺩﻩﭘﻨﺠﺮﻩ ﯼ ﺑﺎﺯﻭ...

چه زیباست بوسه هایت بر تنم......من خوابم و تو مشغول بوسیدن.....

کار هر مرد نیس با زن زیستن مغز خرمیخواهدوصبر خفن!!هیس هیچی ن...

هوا سرد است من از عشق لبریزم چنان گرمم چنان با یاد تو در خوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط