{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش بیایی...

کاش بیایی...

با انگشتانت به رسم کودکی چشمانم را بگیری

درگوشم بخوانی

از عشق

از روزهای خوب

از آمدن بهار و رفتن سرمای سخت تنهایی

گونه ام را ببوسی

و بگویی من آمدم

دیدگانت را بازکن
دیدگاه ها (۱)

احساسم را تسخیر نگاهت کرده ای‎ واژه واژه شعرهایم‎ شده ای ا...

سرم راکه تکیه میدهم به سینه مردانه ات همه کوهها کم می اورند ...

تو پیامبر عشقی... ‎ و من ایمان می آورم به این عشق‎ هر روز‎...

کوتاه می نویسم ‎ تو بلند بخوان‎ به بلندای تمام احساسم ‎ "...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

کاش بیایی باانگشتانت به رسم کودکی چشمانم را بگیری درگوشم بخو...

کاش بیایی باانگشتانت به رسم کودکی چشمانم را بگیری درگوشم بخو...

کاش بیایی با دستانت به رسم کودکی چشمانم را بگیری در گوشم بخو...

عزیز دلم ؛کاش بیایی با دستانتبه رسم کودکیچشمانم را بگیریو در...

کاش بیایی با دستانت به رسم کودکی چشمانم را بگیری در گوشم بخو...

کاش بیایی با دستانت به رسم کودکی چشمانم را بگیری در گوشم بخو...

باید شعری بنویسم که سخت باشدتا بیایی کمکم که تنهایی از پسش ب...

باید با تنهایی‌ات کنار بیایی... باید با تنهایی‌ات کنار بیایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط