{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای کاروان آهسته ران کارام جانم می‌رود

ای کاروان آهسته ران کارام جانم می‌رود
وان دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود
در رفتن جان ازبدن گویندهر نوعی سخن
من بادوچشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود
سعدی
دیدگاه ها (۱)

سلسله موی دوست حلقه دام بلاستهرکه دراین حلقه نیست فارغ ازا...

یڪ نفـــر نی می‌زنـــد در معبــــد تنهایی‌امیڪ نفر گم می‌شو...

دست به بند می‌دهمگر تواسیر می‌بری...سعدی

آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!یک نفر در آب، دارد م...

بسم الله الرحمن الرحیم بزرگداشت چهلمین روز شهادت امام خامنه‌...

بسم الله الرحمن الرحیم من از بیگانگان دیگر ننالم - که با من ...

🫀💘... هارا گدسن گلرم‌ جان سنه قورباندی گداخنه دئسن من الرم ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط