{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و حالا انتهای کوچه شعر منم با انتظاری مبهم و زرد ولی ایکا

و حالا انتهای کوچه شعر منم با انتظاری مبهم و زرد ولی ایکاش جادوی نگاهت غزل های مرا غارت نمی کرد.
دیدگاه ها (۱)

از این همه احساس یک عالمه حسرت به من دادی وخود دربی نگاهی یک...

نیاز که تو باشی، تمام من می شود...نیازمندی ها

♥ به کبوترآسمان گفتم برای بهترینم چه بنویسم گفت بنویس"تاهستم...

تمام جیزی که باید از زندگی آموخت تنها یک کلمه است.میگذرد ولی...

#جانانه اینکه گفته اندتنها همانی آرامت می کند ، که دلت را آت...

پارت۲بعد از آن شب، زندگی یو ایل دیگر هرگز مثل قبل نبود. آرام...

بقیشN:"نشد که، حالا چیکار کنم؟"ناروتو با بغض سرش را روی پاها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط