طفلک دلم

(طفلک دلم)

طفلک دلم
دل عاشقم
چشم انتظار تو بود
روزها و شب ها...
ثانیه ها را می شمرد
چشم به راه تو بود
و تو نیامدی...
نیامدی و دلم پژمرد
پشت در نشستم
چشم به راه تو
تابستان رفت و پاییز رسید
و تو نیامدی...
می ترسم که پاییز امسال هم تمام شود
و تو باز نیایی...
من و پاییز
چشم به راه تو هستیم...

طفلک دلم
اگر تو نیایی...

شعر: محمد هرمزی
۲۵ شهریور ۱۳۸۹
دربند_تهران
#شعر #ترانه #شاعر #شاعرانه #عشق #عاشقانه #انجمن_شاعران_ایران #ایران #محمد_هرمزی #ترانه_سرا #کانون_شعر_ایران #پاییز #پائیز #انجمن_شاعران_جوان #شعر_نو #چشم_انتظار #دل #انجمن_شعر_ایران #انجمن_شعر_جوان #شعر_ایران #ادبیات #هنر #چشم_به_راه #انجمن_شاعران_جوان_استان_اصفهان
دیدگاه ها (۱)

پاییزپاییز که می شود بی قرار می شومبا دیدن رخسار برگها خبردا...

دلبر که جان فرسود از اودلبر که بود که جانها همه فرسود از اوا...

(متری شیش و نیم)دلم پر میکشه برای دوباره دیدنتدلم تنگه برای ...

دختر آبی آنقدر رفتن تو تلخ بودکه اشتهایم کور شدحتی دیگر میلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط