{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❤ ️

❤ ️

همه می دانند؛
من سال هاست چشم به راه کسی
سرم به کار کلمات خودم گرم است...
تو را به اسم آب؛
تو را به روح روشن دریا؛
به دیدنم بیا !
مقابلم بنشین.
بگذار آفتاب از کنار چشمهای کهن سال من بگذرد...

من به یک نفر،
از فهم اعتماد محتاجم.
من از این همه نگفتن بی تو خسته ام!
خرابم !
ویرانم !

#سیدعلی_صالحی
دیدگاه ها (۱۳)

❤ ️برای تو یی مینویسم کهفاصله دستانت تا دستانِ سردم یک قرن ا...

بہ زودے متوجہ خواهے شد ڪہچہ ڪلاه بزرگے سرت گذاشتاین زندگےڪہ ...

این استعطر خاکستری هواکه از نزدیکیصبح سخن می گوید ..زمین آبس...

شب هاداستانِ هزار و یک شبدردی از دلِ مندوا نمی کنداین دل تو ...

┊  ┊  ┊  ┊┊  ┊  ┊  ★┊  ┊  ☆┊  ★☆من به یک نفر،از فهم اعتماد م...

هنوز توی شک باخت پرتقالم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط