{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید بازیگر شوم ....

باید بازیگر شوم ....
آرامش را بازی کنم......
باز باید خنده را به زور بر لبانم بنشانم......
باید باز مواظب اشکهایم باشم.....
باز همان تظاهر همیشگی.... (خوبم)
دیدگاه ها (۱)

پدر به گرفتاریهایش خندید تا کودکش بخنددکودک خندید تا پدرش گر...

کعبه مانند صدف در دل خود گوهر داشتگوهری زینت هستی چونان حیدر...

تو یه جمع سنگین و رنگین نشسته بودم که یه بچه فسقلی اومد و گ...

الهی!!!ای خالق بی مدد، ای واحد بی عددای اول بی هدایت، ای اخر...

فصل سوم بخش اول جنگل بی انتها از زبان آنتونی part38

Kim Masion

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط