آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت⁵⁵
ویو نویسنده
بچه ها سوار ماشین شدند که آنا به صندلی تکیه داد
آنا:گشنمهههه
جیمین:جین فکر کنم همزاد تو پیدا کردیم
جین:آنا بیا یبار بریم بیرون غذای همه رستوران ها و بخوریم
آنا:کاملا پایتم
همه خنده ای کردند که تهیونگ به راننده گفت جلوی یه رستوران نگه داره
به دستوران رسیدیم و پیاده شدیم(محافظت شده)
وارد رستوران شدین و غذا سفارش دادن
تو تایمی که غذا رو بیارن کلی باهم حرف زدند و خندیدیند
جین:حس میکن آر آم و یونگی قراره کله مون رو بکنن
همه خنده ای کردند
جین:بهشون گفتم که بیرون غذا میخوریم
غذا رو آوردند و همه مشغول خوردن شدیند
بعد از اینکه تموم شد بلاخره تصمیم گرفتیم که به هتل برگردند
به هتل که رسیدند از هم دیگه خدافظی کردند و به سمت اتاق هاشون رفتند
ویو آنا
با خستگی رمز در رو زدم و وارد شدم درو محکم هل دادم که بسته بشه،که با صدای آخ سربع برگشتم
آنا:هین..تهیونگ خوبی؟؟
وسایل رو ازش گرفتم و پایین گذاشتم و به طرف مبل هولش دادم و نشوندمش،رفتم بخ رو آوردم و کنارش موندم روی بینی و اطراف بینیش گذاشتم؛زیاد به اونور صورتش دسترسی نداشتم که
ادامه دارد...
پارت⁵⁵
ویو نویسنده
بچه ها سوار ماشین شدند که آنا به صندلی تکیه داد
آنا:گشنمهههه
جیمین:جین فکر کنم همزاد تو پیدا کردیم
جین:آنا بیا یبار بریم بیرون غذای همه رستوران ها و بخوریم
آنا:کاملا پایتم
همه خنده ای کردند که تهیونگ به راننده گفت جلوی یه رستوران نگه داره
به دستوران رسیدیم و پیاده شدیم(محافظت شده)
وارد رستوران شدین و غذا سفارش دادن
تو تایمی که غذا رو بیارن کلی باهم حرف زدند و خندیدیند
جین:حس میکن آر آم و یونگی قراره کله مون رو بکنن
همه خنده ای کردند
جین:بهشون گفتم که بیرون غذا میخوریم
غذا رو آوردند و همه مشغول خوردن شدیند
بعد از اینکه تموم شد بلاخره تصمیم گرفتیم که به هتل برگردند
به هتل که رسیدند از هم دیگه خدافظی کردند و به سمت اتاق هاشون رفتند
ویو آنا
با خستگی رمز در رو زدم و وارد شدم درو محکم هل دادم که بسته بشه،که با صدای آخ سربع برگشتم
آنا:هین..تهیونگ خوبی؟؟
وسایل رو ازش گرفتم و پایین گذاشتم و به طرف مبل هولش دادم و نشوندمش،رفتم بخ رو آوردم و کنارش موندم روی بینی و اطراف بینیش گذاشتم؛زیاد به اونور صورتش دسترسی نداشتم که
ادامه دارد...
- ۱۰۲
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط